خرید بک لینک

«حس می کنم تو را»

حس می کنم تو را

ای درد!حس می کنم

و اکنون

که همه در کالبد مرگ خسبیده اند

می خوانمت ای شب

تو را می خوانم

ای شب!

محراب دردهایم را سجده کن

که تو را از سلول نور رهانیده ام

سجده کن دردهایم را

سجده کن...

برچسب: حس میکنم تو را,حس ميكنم تو را,تو را حس می کنم هر دم, نویسنده: نرگس رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 2:35

«واژگان شهید» واژه هایم زهر هجران می چشند و آن سو! قلم گستاخ گستاخ قرار از واژگان خفته را برده است آن سو،پیکر یک واژه ی عاشق و این سو پیکر مجروح دیگر واژه ای چه باید کرد،با خونابه ی محراب؟ کو خدایی تا کفن سازد پیکر عریان بی جرم شهیدانی که بی فریاد و خاموش جان دادند؟ کنون من مانده ام تنها میان سیل خون واژه ها شگفتا! پاسبانی گیج و سردرگم تار شب را می نوازد یا خدا را؟

برچسب: نویسنده: نرگس رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 2:35

«مژده» روزی خواهم آمد با سپاه سترگ مرگ و بیرق هایی که صور مرگ می دمند و در کام کبود آدمیانی که خدا را در ضمیرم سفالینه نمودند خواهم دمید و آذرخشید چنان که گویی اینان تنه های درختانی پوکند و پیکر دوشیزگانی عقیم که هیچ گاه عشق از آنان نزایید وانگاه آسوده وایمن از دخمه ی سرد خویش برون می آیم و تولد خدای را به طبیعت بشارت می دهم

برچسب: مژده لواسانی,مژده جمال زاده,مژده شمسایی,مژده ای دل,مژده خنجری,مژده خواننده ترک,مژده دقیقی,مژده حبیبی,مژده لواسانی اینستاگرام,مژده دهید باغ را, نویسنده: نرگس رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 2:35

«پرواز»

سرشار از وجود مرگم

و افق خونین نگاهم

هستی را به کام خویش

بلعیده است

ومن لبریز از وحشت

و غرق درسرور

جنون واژگان را می نوازم

و در سوگ سکوت سالیان

فریادهای آخته ام را از نیام

بیرون می کشم

و بر کوس بی کسی انسان

طنین عزا می رانم

شگفتا!

چه شکوهمند است پرواز

برای پرنده ای که از ویرانی خانه اش

نمی هراسد!

برچسب: پرواز,پرواز همای,پرواز چارتر,پرواز ماهان,پرواز تهران مشهد,پرواز روح,پرواز تهران استانبول,پرواز ترکیه,پروازهای خروجی مهرآباد,پرواز تهران شیراز, نویسنده: نرگس رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 2:35

فریاد سرخ تو

قلب جلاد را رنگین نمی کند اما

بر جسم نحیف آهنگر زمان

همچو پتکش

رعشه بر می آورد

آه!

چشمان سیاه تو

شب را می آفریند اما چه سود

چشمان مردمان شهر ما همه کور است!

فریاد مزن ای رهگذر کوچه های تنگ قلب من

فریاد تو گوش کوه را کر می کند ولی

از سینه های ضمخت مردمان شهر ما

پژواک آهی بر نمی آید

بیا به وسعت قلبم برای خود

کلبه ای بساز که زمین

عقیم خواهد شد از

فریادهای سرخ تو...

برچسب: فریاد سرخ, نویسنده: نرگس رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 2:35

در غوغای پریشانی شب های فراق

در ظلمت دهشتزده ی بوران غرور

در خروش همه ی طوفان ها

چه هراسان می کوبد

پنجره ی سرد و مه آلود دلم را

بانگ جرس سوتک عشق

همه ی قامت من

زمهریری شده است

از جنس اذان سحر حادثه ها

این شعر ادامه خواهد داشت...

برچسب: نویسنده: نرگس رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 2:35

شهر من ویرانه ای است

بر در و دیوارهایش

نقش یک لبخند بیمار

بر تن پوسیده ی اجساد خاموشش

هویدا نیست

کمی پیش تر آی !پیش تر آی! پیش تر

سخن ها با تو دارند

این دلیران ز پا افتاده اندر قلب خاک

شهر من ویرانه ای است

غرش هر واژه ای را

می برد آوار دیوارش

اندرون دخمه ی سنگین مرگ

شهر من

غرش هر واژه و لبخندکی را

می کشد اندر سکوت خویش ، سخت

شهر من ویرانه ای است...

برچسب: نویسنده: نرگس رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:59

سخت مشتاقم که بشکافم سینه ی سرخ سکوت واژه هایم را کو مسیحی تا سپارد به فریاد سکوت واژه هایم جان خویش فریاد مسیحا فریاد از گناه پدرم به ستوه آمده ام سخت چنان تا کفر مرا فاصله ای نیست فریاد مسیحا فریاد در خزانی که هبوطم دادند آنچنان ساخته ام خویش که از توصیف شکوه جنت عدن سخت هراسانم نکند باز تکرار کنم از نو گناه پدرم را

برچسب: گناه پدر و مادر,گناه پدر,گناه پدران,ای نبخشوده گناه پدرم,گناهان پدر و مادر,گناه زدن پدر,گناه کتک زدن پدر, نویسنده: نرگس رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:59

صفحه بندی